حقیقتی ابدی؛ خلیج فارس و حاکمیت بیچون و چرای ایران
تلاش برای تغییر نام خلیج فارس یا مناقشه در مالکیت ایران بر جزایر سهگانه، نه تنها نقض منشور ملل متحد و حقوق بینالملل، بلکه پاککردن تاریخ عینی است. تا زمانی که جامعه جهانی برای حل اختلافات به اسناد تاریخی تکیه دارد، مدارک یکصدا میگویند: نام، خلیج فارس است و جزایر متعلق به کشور بزرگ ایران.
بیش از ۲۵۰۰ سال، آبراه راهبردی میان فلات ایران و شبهجزیره عربستان تنها یک نام اصیل و مشروع در تاریخ، حقوق بینالملل و کارتوگرافی جهانی داشته است: «خلیج فارس». تحریف تاریخی با پشتوانه دستورکارهای سیاسی تلاش میکند هویتی جعلی برای این منطقه راهبردی بسازد، که با استناد به اسناد انکارناپذیر تأکید میکنیم که این پهنه آبی و سه جزیره راهبردی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، جزیی از خاک همیشگی و جداییناپذیر ایران هستند.این ادعا صرفاً شعاری سیاسی نیست؛ بلکه بر پایه مدارک ملموس باستانشناختی و اسنادی است. از دوران هخامنشی و ساسانی تا امروز، نام «خلیج فارس» تنها نامی است که سازمان ملل متحد نیز به رسمیت میشاسد. این نام در بیش از ۲۳۰۰ نقشه تاریخی و بیش از ۴۰۰ معاهده و قرارداد بینالمللی ثبت شده است.
بر اساس تحقیقات انجامشده، پیش از ظهور ناسیونالیسم پانعربی در دهه ۱۹۶۰ میلادی، هیچ سند یا نقشه عربی این آبراه را جز «خلیج فارس» نمینامید. مالکیت تاریخی و حقوقی جزایر سهگانه در مورد جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، مستندات مالکیت ایران کاملاً قطعی است. این جزایر برای هزارهها جزء بخش اداری و حاکمیتی ایران بودهاند. اسناد تاریخی این جزایر را به تمدن عیلام، مادها و استان پارس در دوره هخامنشی مرتبط میکند. در دوران قاجار و پهلوی، اسناد اداری بندر لنگه نشان میدهد که حتی زمانی که شیوخ عرب دامهای خود را در جزایر میچراندهاند، این کار را تنها با اجازه صریح والی ایران انجام میدادهاند.مهمترین سند علیه ادعاهای پانعربی، بایگانی خود قدرت مستعمره سابق، بریتانیا، است. نقشهبرداران و مقامات انگلیسی در سراسر قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی پیوسته حاکمیت ایران بر این جزایر را تأیید کردهاند: نقشههای دریاسالاری بریتانیا (سال ۱۷۸۶): نیروی دریایی انگلیس نقشهای کشید که خلیج فارس را به پنج گروه تقسیم میکرد و گروه چهارم (که جزایر ایرانی شمرده میشد) به صراحت شامل تنب و ابوموسی بود.


معاهده مالکلم (۱۸۰۰-۱۸۱۱): فرستاده انگلیس، سر جان ملکلم، در نقشهها و معاهدات تسلیمی به دربار ایران، جزایر سهگانه را همرنگ خاک اصلی ایران نشان داد.
نقشههای لرد کرزن: لرد کرزن، نایبالسلطنه هند بریتانیا، در سال ۱۸۹۲ نقشههایی منتشر کرد که در آنها جزایر دقیقاً همرنگ سرزمین اصلی ایران بودند.
اسناد اخیر معاصر: فروردین ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۵)، سفیر ایران در سازمان ملل، امیرسعید ایروانی، با استناد به نقشههای متعلق به قرن ۱۹ میلادی که به سفارش مارکیز سالزبری تهیه شده بود، نامههایی به شورای امنیت تسلیم و حاکمیت ایران را تصریح کرد. در رد روایت «اشغالگر» باید به روشنی گفت: ادعای اینکه ایران «اشغالگر» است، یک خطای تاریخی محض است. در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ (۹ آذر ۱۳۵۰)، فقط دو روز پیش از تأسیس رسمی امارات متحده عربی، ایران با خروج نیروهای بریتانیا و بر پایه تفاهمنامهای با شارجه، کنترل خود را به صورت مسالمتآمیز بر جزایر بازپس گرفت. ایران سرزمینی را از امارات «نگرفته»؛ بلکه خاک حاکمیتی خود را که زیر قیمومیت استعماری بریتانیا بود، بازپسستانی کرده است.
برای تحکیم این واقعیت حقوقی، ایران اخیراً اسناد رسمی مالکیت کاداستر (ثبت حدنگاری) این جزایر را صادر کرده است. سازمان ثبت اسناد و املاک کشور مختصات دقیق تنب بزرگ (۱۰/۸ میلیون مترمربع)، تنب کوچک (۱/۳ میلیون مترمربع) و ابوموسی (۱۲/۷ میلیون مترمربع) را در سامانه «شمیم» به ثبت ملی رسانده است.
تلاش برای تغییر نام خلیج فارس یا مناقشه در مالکیت ایران بر جزایر سهگانه، نه تنها نقض منشور ملل متحد و حقوق بینالملل، بلکه پاککردن تاریخ عینی است. تا زمانی که جامعه جهانی برای حل اختلافات به اسناد تاریخی تکیه دارد، مدارک یکصدا میگویند: نام، خلیج فارس است و جزایر متعلق به کشور بزرگ ایران.
سردبیر
